دیون برای دههها با اعتیاد به متآمفتامین زندگی میکرد؛ اعتیادی که تمام جنبههای زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده بود. در ظاهر فردی کارآمد به نظر میرسید، اما در درون احساس ناامیدی عمیقی داشت و بارها به این فکر میکرد که چگونه میتواند به زندگیاش پایان دهد.
وقتی با آموزهش های دکتر جو دیسپنزا آشنا شد، چیزی در درونش به طرز عجیبی به آن پاسخ داد. از طریق کتاب «ماورای طبیعی شدن» و دورههای آنلاین او، دیون درباره حافظههای احساسی، ساختار اعتیاد، و اینکه چگونه تروما در بدن ذخیره میشود — و مهمتر از آن، چگونه میتوان آن را رها کرد — آموخت.
در یکی از تمرین های تنفسی با متد برانگیزان برای بیرون کشیدن ذهن از بدن، ردپای یک تجربهی دردناک قدیمی در وجودش زنده شد. وسوسه شد که تمرین را رها کند، اما تصمیم گرفت یک بار دیگر تلاش کند — و همین تصمیم دوباره، همهچیز را تغییر داد. وقتی انرژی را در بدنش به جریان انداخت، احساسی که ریشهی اعتیادش بود آزاد شد و میل و اشتیاقش در یک لحظه ناپدید گشت. مغز و بدنش وارد حالتی جدید شدند؛ حالتی رها از آن شیمیای که بیش از ۲۵ سال زندگیاش را کنترل کرده بود.


