«در همین حین، مدیتیشنهام رو انجام میدادم. تجسم میکردم… که قراره به آدمها کمک کنم. من اون کسی نخواهم بود که دنبال کمک گرفتن میگرده.»
به گفته خودش، «صدیقه» در زندگیاش «فقیر و درمانده» بود. برای تغییر شرایط زندگیاش، به کشورهای همسایه مهاجرت کرد، اما تلاشهایش جز ناامیدی نتیجهای نداشت. صدیقه مدام در جهان فیزیکی (۳بعدی) تلاش میکرد، اما این تلاشها از جایی سرشار از خشم و نارضایتی نشأت میگرفت. خودش نمیدانست، اما دقیقاً در حال تجربهی چیزی بود که دکتر جو آموزش میدهد: «هیچ چیز در زندگیات تغییر نمیکنه… مگر اینکه خودت تغییر کنی.»
وقتی کسی کتاب «ماورای طبیعی شدن» دکتر جو را به او معرفی کرد، چیزی در درونش جرقه زد. صدیقه شروع به انجام تمرینها کرد… و شروع کرد به احساس کردن حسِ آیندهی جدیدش، قبل از آنکه آن را در دنیای واقعی تجربه کند. خیلی زود، نشانههایی بیرونی از تغییر درونیاش را دید. در کمتر از یک ماه، در موقعیتی قرار گرفت که میتوانست از خود به دیگران خدمت کند… و برای اولین بار در زندگیاش، طعم وفور و فراوانی را چشید.
این داستان تحول در کارگاه پیشرفته یکهفتهای نشویل در سپتامبر ۲۰۲۴ ضبط شده است.


