فناوری ارتباط با یکدیگر را آسانتر کرده است. مدت زیادی پیش، سریعترین راه برای رسیدن به کسی – به جز مکالمه حضوری – از طریق نامه یا تلگراف بود. پاسخها ممکن بود چند روز یا حتی هفتهها طول بکشد و در این زمان اطلاعات ممکن است دیگر مرتبط نباشد. ظهور تلفنهای همراه، رسانههای اجتماعی و ایمیل، ارتباطی تقریباً آنی را هر زمان و هر کجا که بخواهیم فراهم کرده است .
گیرنده های آنالوگ
اگر شما در دوران ما قبل دیجیتال بزرگ شده باشید، با آنتنهای خرگوشی روی تلویزیونها آشنا هستید. سیگنال گاهی اوقات تصویری نامنظم و ناقص ایجاد میکرد که با زوزههای ناگهانی صدای سفید و خشن قطع میشد که شبیه صدای کیسههای پلاستیکی مچاله شده بود. این نویز همچنین در رادیو شنیده میشد. وقتی که صدای نویز را در پخش میشنوید، به این معنی است که شما بر روی فرکانس درست تنظیم نشدهاید. تنها راه برای خلاص شدن از آن، تنظیم آنتن یا چرخاندن پیچ تنظیم کننده گیرنده است.
البته ما هنوز در جهانی پر از نویز زندگی میکنیم. به آخرین باری که در یک منطقه خارج سرویس قرار داشتید و سیگنال تلفن همراهتان قطع شد فکر کنید. پیشرفت تکنولوژی بهطور کامل تداخل را حذف نکرده و در برخی موارد ممکن است آن را بدتر کرده باشد.
ارتباط با دیگران یا ارتباط با خود !؟
به مدت تمام زمانی که برای صحبت کردن یا پیام دادن با تلفن همراه خود صرف میکنید فکر کنید. در مورد ایمیلهای کاری یا پستهای فیسبوک چطور؟ احتمالاً زمان و انرژی زیادی را به برقراری ارتباط با دیگران اختصاص میدهید و زمان زیادی را برای خودتان صرف نمیکنید.
انسجام – عدم انسجام
در یک رویکرد عجیب، ما بیشتر با همکاران، دوستان یا خانوادهمان هماهنگ هستیم تا با خودمان. به عبارت دیگر – ما در ناهماهنگی و عدم انسجام هستیم. انسجام و هماهنگی یک اصل علمی است که وضوح نسبی یک سیگنال را توضیح میدهد. به مثال قبلی بازگردیم، انسجام یعنی تصویری واضح روی تلویزیون یا دریافت خوب در رادیو.
اما این تنها نتیجه نهایی است که ما میبینیم. سیگنالهای هماهنگ معمولاً بسیار سازمانیافته، متوازن و ریتمیک هستند. این انرژی یا اطلاعات مواد اولیهای هستند که امکان خلق را فراهم میکنند. ناهماهنگی و عدم انسجام برعکس آن است؛ یعنی نویز ناهمخوان و مخدوشی که هنگام رانندگی و خارج شدن از محدوده میشنوید.
مغز و بدن ما به طور مداوم سیگنالها را ارسال و دریافت میکنند. در یک پست قبلی، در مورد اینکه چگونه بیوفوتونهای ساطعشده از دیانای ما ممکن است مسئول عملکرد سیستمهای بیولوژیکی ما باشند، صحبت کردم. بیوفوتونها شکل بسیار هماهنگتری از انرژی هستند که امکان برقراری ارتباط بین سلولها و یک میدان انرژی خارجی را فراهم میکنند. لینک به مقاله بیوفوتون ها
موسیقی جاز مثالی برای درک عملکرد بیوفوتون ها و سلول ها
مدل مکانیکی جهان بر اساس واکنشهای مولکولی برای توضیح نحوه کارکرد بدن ما استوار است. در این چارچوب، ما چیزی بیش از یک سری واکنش زنجیرهای نیستیم. بیوفوتونها راه دیگری برای درک را ارائه میدهند. ساطعشدگی بیوفوتونها به طور طبیعی بسیار سیالتر است و به اطلاعات دریافتی پاسخ میدهد. این اطلاعات بین سلولها منتقل میشود و سپس سلولها تنظیمات لازم را انجام میدهند. موسیقیدانان جاز به خاطر بداههنوازی معروف هستند که شبیه به نحوه کارکرد بیوفوتونهاست. موسیقیدانها با یک صدای پایه شروع میکنند و سپس با هم می نوازند تا قطعهای جدید خلق کنند. این تنها به این دلیل ممکن است که هر موسیقیدان به دقت گوش میدهد و انتخابهای آگاهانهای در مورد چگونگی پاسخ دادن انجام میدهد. نتیجه نهایی یک قطعه موسیقی دلنواز است.
عدم انسجام علت تمام بیماری ها
حال، تمام انرژی دارای یک فرکانس است و هر فرکانس اطلاعاتی را حمل میکند. بر اساس تفسیر من از مدل کوانتومی واقعیت، تمام بیماریها را میتوان به عنوان کاهش فرکانس و ارتعاش ناهماهنگ ماده در نظر گرفت. به عبارتی دیگر، تمام بیماریها نتیجه عدم انسجام هستند.
همه چیز به ارتباط بازمیگردد. هر چه سیگنال نا منسجم تر باشد، تبادل نور و اطلاعات بین سلولها کمتر خواهد بود. تغییر انرژی حاصل، تغییر متناسبی در فرکانس به وجود میآورد. این محدوده فرکانسی بیشتر ماده و کمتر انرژی است. از آنجا که انرژی کمتری وجود دارد، سلولها نمیتوانند بهطور صحیح عملکردهای بیولوژیکی خود را انجام دهند و این منجر به بیماری یا عارضه میشود.
تاثیر عدم انسجام
یک پیام نامنسجم چگونه عمل می کند؟ سادهترین راه برای توضیح این ایده این است که به یک فکر یا احساس فکر کنید که بار شخصی دارد. این فکر یا احساس دارای انرژی است که به طور مستقیم بر نحوه فکر کردن و احساس شما تأثیر میگذارد.
برای مثال، وقتی به یاد میآورید که در چه تاریخی ازدواج کردهاید، این یادآوری به نوعی بر روی شما تأثیر میگذارد. شاید احساس شادی کنید و یا شاید این خاطره خشم را در شما برانگیزد.
واکنش شما سیگنالی از مغز به بدن شما ارسال میکند و در بدن به صورت احساس آن را تجربه می کنید و این تجربه ، واکنشی را در مغز شما تحریک میکند. ( چرخه فکر – احساس )
افزایش انرژی راه خروج از چرخه فکر احساس
اگر سیگنالی که ارسال میکنید نامنسجم باشد، تنها راه خروج از چرخهای که در بالا توضیح داده شد، افزایش انرژی شماست. شما به یک سیگنال قویتر نیاز دارید تا نویز را نادیده بگیرید و گذشته را خاموش کنید. درست مانند ماشینی که از محدوده خارج میشود، شما باید به منبع نزدیکتر شوید تا وضوح بهتری در سیگنال دریافتی داشته باشید.
تنظیم قلب و مغز – فکر و احساس
ما به شاگردان خود آموزش دادهایم که چگونه با استفاده از مدیتیشن انسجام خود را تغییر دهند و به پنل کنترل داخلی مغز خود دسترسی پیدا کنند. آزمایشهای ما نشان دادهاند که امکان ایجاد دامنههای بالایی از انرژی منسجم وجود دارد که در بسیاری از موارد تفاوتهای قابل اندازهگیری در سلامتی آنها ایجاد کرده است. همچنین به شاگردان خود آموزش دادهایم که چگونه با پرورش احساسات سطح بالا از طریق قلب خود، حالت انسجام قلبی را فعال و حفظ کنند. زمانی که مغز (افکار) و بدن (احساسات) هر دو به یک سطح هماهنگی برسند، نتیجه جانبی آن افزایش قابل توجه و قابل اندازهگیری در تشعشع بیوفوتونها در اطراف بدن است – که ما آن را اندازهگیری کردهایم. این ایده ممکن است پیچیده به نظر برسد، اما وقتی مغز و بدن خود را با انرژی و اطلاعات درست تنظیم کنید، متوجه خواهید شد که این کار آسانتر از آن چیزی است که انتظار دارید.


