بیوفوتون‌ها: نور درون سلول‌های ما

فهرست مطالب

در بدن شما تریلیون‌ها سلول وجود دارد. برای لحظه‌ای تصور کنید که تنها به یکی از آن‌ها فکر کنید. همان یک سلول به شدت مشغول است. در همین لحظه بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ واکنش شیمیایی در آن سلول رخ داده است. حال به کل بدن خود فکر کنید. حجم فعالیت‌هایی که در هر لحظه درون شما اتفاق می‌افتد تقریباً غیرقابل تصور است. با این حجم زیاد اطلاعاتی که هم‌زمان پردازش می‌شود، می‌توان پرسید که این روند چطور کار می‌کند.

دیدگاه خطی در مورد سلول ها

نظر جمعی جامعه علمی قبلاً به رویکردی مکانیکی برای توضیح عملکرد درونی بدن شما متمرکز بود. در این مدل، واکنش‌های مولکولی به‌صورت یک فرمول بسیار خطی در نظر گرفته می‌شد. به‌طور کلی، رویداد A رویداد B را تولید می‌کند که به دنبال آن رویداد C رخ می‌دهد و غیره. در این نظریه، بدن انسان یک سیستم سیال و همیشه در حال تغییر نیست، بلکه سیستمی ایستا است که توسط مجموعه‌ای از قوانین سخت کنترل می‌شود و قوانین جذب و دفع بارهای مولکولی این روند را هدایت می‌کنند.

انرژی همگرا از بیوفوتون ها

در دهه ۱۹۷۰، فریتز پاپ و تیمی از محققان دانشگاه ماربورگ شروع به تحقیق در مورد بیوفوتون‌ها کردند. بیوفوتون‌ها به‌عنوان طیف های بسیار ضعیف نوری (UPE) در نظر گرفته می‌شوند. کار پاپ درک ما از بیوفوتون‌ها و نقش آن‌ها را تغییر داده است. در یک مقطع، بیوفوتون‌ها به‌عنوان محصول جانبی واکنش‌های شیمیایی درون DNA ما در نظر گرفته می‌شدند. اکنون می‌دانیم که بیوفوتون‌های منتشر شده از سلول‌های ما ، انرژی بسیار منسجمی هستند که ممکن است مسئول عملکرد سیستم‌های زیستی ما باشند.

تابش زیستی

ممکن است در طبیعت با مفهومی به نام تابش زیستی آشنا شده باشید، که به واسطه آن حیواناتی مانند عروس دریایی یا کرم شب‌تاب نور از خود منتشر می‌کنند. بیوفوتون‌ها نیز به همین حوزه تابش زیستی تعلق دارند. با این حال، نور منتشره از بدن ما بسیار ضعیف است – به‌طوری که با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نیست – و تنها با ابزارهای علمی قدرتمند قابل اندازه‌گیری است.

ارتباط از طریق نور منتشر شده از سلول ها

تحقیقات در مورد بیوفوتون‌ها، امکانات جالبی را مطرح می‌کند. دانشمند روسی، سرگئی مایبروف، دسته‌ای از تخم‌های ماهی و قورباغه را مورد مشاهده قرار داد. او دریافت که بیوفوتون‌ها به‌صورت پالس‌های کوتاه، هماهنگ و تقریباً دوره‌ای با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. آزمایش‌های قبلی نشان داده بودند که تخم‌های ماهی که در مکان‌های مختلف نگهداری می‌شدند، قادر به هم‌زمان‌سازی رشد خود از طریق استفاده از بیوفوتون‌ها بودند. این ایده که ارتباط از راه دور بین سیستم‌ها وجود دارد، نشان می‌دهد که نور منتشر شده از سلول‌های ما ممکن است اطلاعاتی را حمل کند که از تفکر رایج در مورد عملکرد سیستم‌های زیستی فراتر می‌رود.

تاثیر فرکانس ها روی ماده

مایبروف این نوع ارتباط را به شیوه‌ای تشبیه می‌کند که نرم‌افزار تصحیح خطا داده‌های دودویی را از یک کانال پر سر و صدای غیره منسجم ارسال می‌کند. هدف در مثال مایبروف این است که سیستم را به حالت کار همگرا بازگرداند و این نکته مهمی است که به‌هنگام بررسی پتانسیل بیوفوتون‌ها در بدن انسان باید مدنظر داشته باشیم. از آنجایی که همه فرکانس‌ها اطلاعات حمل می‌کنند، منطقی به نظر می‌رسد که انرژی همگرای این نور بتواند ماده را به تعادل سالم‌تری سازماندهی کند.

تعریف انسجام یا همگرایی

به‌خاطر داشته باشید که انسجام به فرکانسی بسیار ساختارمند و سازمان‌یافته اشاره دارد. تصور کنید یک گروه طبل‌زنی که همه نوازندگان در یک ریتم و ضرب‌آهنگ کار می‌کنند. این موسیقی هماهنگ، سازمان‌یافته و خوشایند است. این همان انسجام و همگرایی است. حالا تصور کنید چند نفر از آن نوازندگان با سرعت متفاوتی طبل می‌زنند یا تأکید نادرستی بر نوت خاصی دارند. این موسیقی آشفته و غیر قابل فهم و آزار دهنده است. این همان عدم انسجام است.

آزمایش استخراج شکل DNA

دانشمند روسی دیگری به نام پیتر گارایف DNA را در یک ظرف کوارتز قرار داد و آن را با لیزر (یک فرم بسیار همگرا از نور) تاباند. DNA نور را جذب کرد و آن را تا سی روز درون یک مارپیچ به شکل پیچ باز ذخیره کرد که دقیقاً طرحی نوری از الگوی DNA را منعکس می‌کرد. حتی جالب‌تر اینکه مارپیچ نور در همان مکان باقی ماند، حتی پس از اینکه ظرف کوارتز و DNA از آنجا برداشته شدند.

کار گارایف نشان می‌دهد که نیرویی ناشناخته نور را در جای خود نگه داشته است. یکی از توضیحات ممکن این است که DNA به یک میدان انرژی خارجی پاسخ می‌دهد. این میدان انرژی در قالب نور اطلاعاتی را با سلول‌های شما مبادله می‌کند. در واقع، بدن ما به‌عنوان یک آنتن غول‌پیکر کار می‌کند که دائماً در حال ارسال و دریافت سیگنال‌ها از میدان است.

نقشه بدن در یک میدان نوری

این تحقیقات حتی نشان می دهد که تمامی سیستم‌های زیستی زنده، از جمله ما، نقشه دقیق بدن فیزیکی خود را در یک میدان نوری ذخیره دارند. برای یافتن مثال‌های مشابه این پدیده در جای دیگر طبیعت، نیازی به جست‌وجوی زیاد نداریم. آزمایش‌های سال‌های قبل با گیاهان نشان داده‌اند که وقتی قسمتی از برگ قطع می‌شود، میدان نوری – مانند آنچه در آزمایش‌های گارایف مشاهده شد – همچنان در اطراف محیط برگ برای مدت زمان طولانی باقی می‌ماند.

مقایسه مدل جدید و قدیم سلولی با یکدیگر

تحقیقات درباره بیوفوتون‌ها، چالش‌هایی برای درک کنونی ما از فرآیندهای سلولی ایجاد می‌کند. در مدل سنتی نیوتنی، واکنش‌های شیمیایی در سلول‌های ما عملاً مانند دوندگان در مسابقه امدادی عمل می‌کنند و در زمان و مکان خاصی اطلاعات را مانند باتون به یکدیگر منتقل می‌کنند. اگر تحقیقات بیوفوتون‌ها صحیح باشند، پس سلول‌های ما بیشتر شبیه به یک سمفونی رفتار می‌کنند.

تشبیه عملکرد زیستی به ارکستر موسیقی

تصور کنید یک رهبر ارکستر با دست‌ها و چوب خود به نوازندگان اشاره می‌کند که صدایشان بلندتر یا آرام‌تر، سریع‌تر یا کندتر شود. نوازندگان با تنظیمات کوچکی پاسخ می‌دهند که باعث می‌شود قطعه موسیقی به صورت روان و گوش نواز به پیش برود در ادامه رهبر ارکستر همچنان باید ارکستر را هدایت کند و این روند ادامه دارد. با این دیدگاه، سلول‌های ما رابطه‌ای همزیستی با یکدیگر و با دنیای اطراف خود دارند.

میدان کوانتومی به عنوان هدایت کننده سلولی

طبق تحقیقات پاپ، سمفونی سلول‌های ما پیام‌هایی را با سرعتی بیشتر از سرعت نور ارسال و دریافت می‌کنند که این موضوع به چالش بیشتری برای مدل قدیمی نیوتنی از نحوه عملکرد بدن ما منجر می‌شود. سرعت این تعامل نشان‌دهنده یک پدیده کوانتومی است و نیاز به ارزیابی متفاوتی دارد. در واقع، حوزه نسبتاً جدید زیست‌شناسی اطلاعات بر این باور استوار است که سلول‌ها توسط میدان خارجی اطلاعات هدایت می‌شوند و نه صرفاً توسط بارهای مولکولی.

حالا، اینکه آیا بیوفوتون‌های سلول‌های ما به میدان انرژی یا چیزی دیگری پاسخ می‌دهند، هنوز در حال بررسی است. اما به نظر می‌رسد که ما توانایی تأثیرگذاری بر نوری که از بدن ما منتشر می‌شود را داریم.

آزمایش اثر گذاری روی میدان نوری با ذهن

در مطالعه ای نسبتا جدید هشت داوطلب در یک اتاق تاریک قرار گرفتند و از آن‌ها خواسته شد نوری روشن را تجسم کنند. شرکت‌کنندگان با آشکارسازهای نوری که هاله‌ای از ذرات نورانی را از سمت راست مغزشان شناسایی کردند یعنی، آن‌ها نور را تقویت می‌کردند.

این چه معنایی دارد؟ ما می‌دانیم که سلول‌های ما نور منتشر می‌کنند و این نور دائماً در حال ارسال و دریافت اطلاعات است. ما همچنین می‌دانیم که حداقل تا حدی توانایی تأثیرگذاری بر این نور را داریم. اگر این درست باشد، پس ما به مرکز کنترل ذهن و بدن خود دسترسی داریم. و اگر دسترسی و تأثیرگذاری داشته باشیم، از طریق تقویت نورمان توانایی تغییر خود را در بنیادی‌ترین سطح داریم.

در کارگاه‌های پیشرفته‌ای که در سراسر جهان برگزار می‌کنیم، تغییرات مثبت قابل توجهی را در این میدان نوری نامرئی در میان شرکت‌کنندگان خود اندازه‌گیری کرده‌ایم و به نظر می‌رسد این تغییرات به‌طور مستقیم با بهبود وضعیت سلامتی آن‌ها مرتبط است.

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط با این مطلب