مقدمه
اگر فیلم «۲۰۰۱: اودیسه فضایی» را دیده باشید، احتمالاً با موسیقی مشهور این فیلم آشنا هستید. این قطعه – «چنین گفت زرتشت» اثر ریچارد اشتراوس – با ارگ کم صدا و تقریباً ترسناک شروع میشود. آهنگساز نتها را حدود بیست ثانیه نگه میدارد و سپس با نواختن یک شیپور ملایم تنش را میشکند و به یک بوم بوم پیروزمندانه میرسد. سپس یک طبل سنگین وارد میشود که با ضربآهنگی قابل تشخیص موسیقی را تنظیم کرده و تم را دوباره آغاز میکند.
لینک موزیک:
https://drjoedispenza.com/dr-joes-blog/playing-your-brains-symphony-staying-in-tune
من این قطعه موسیقی را انتخاب کردم چون آشناست، اما همچنین برای بیان یک نکته. چه اتفاقی میافتد اگر نوازندگان شیپور دیر وارد شوند یا نت اشتباهی را بنوازند؟ تصور کنید که آن خط درام آشنا سریعتر اجرا شود یا به هر نحو دیگری از زمانبندی خارج باشد. این لغزشهای کوچک تغییرات بزرگی در نحوه شنیدن و احساس قطعه ایجاد میکنند. نوازندگان هماهنگ نیستند و آهنگ به سرعت به آشوب ناهماهنگ تبدیل میشود.
لینک موزیک ناهماهنگ:
(https://m.youtube.com/watch?v=wpFQLw5_N2o)
ارکستر ناهماهنگ در بدن انسان
بدن انسان یک ساز است و مانند یک ساز نیاز به کوک شدن دارد. استرس ما را از تعادل خارج میکند و ما را از زندگی در حالت آفرینش به زندگی در حالت بقا منتقل میکند. هورمونهای استرس مغز و بدن را برای آمادگی در برابر یک وضعیت اضطراری بحرانی که ممکن است رخ دهد ، آماده میکنند. وقتی این بارها و بارها این اتفاق رخ میدهد، بخشهای مختلف مغز بهجای کار کردن با هم، انرژی خود را صرف نیازهای جداگانه و فردی میکنند. اثر این وضعیت در مغز مشابه یک ارکستر ناهماهنگ است.
روتین های تکراری زندگی
بسیاری از ما در حالت استرس مداوم زندگی میکنیم. لحظهای به روز خود فکر کنید. چه کارهایی انجام دادید؟ شاید به سر کار رفتید و با یک مشتری مهم جلسه داشتید. آنقدر سرتان شلوغ بود که فراموش کردید غذا بخورید. بعد از آن باید دخترتان را به تمرین فوتبال میبردید و چند کار دیگر را هم انجام میدادید و در راه بازگشت در ترافیک گیر هم کردید. وقتی بالاخره به خانه میرسید، آنقدر خستهاید که نمیتوانید آشپزی کنید، پس پیتزایی سفارش میدهید. پسرتان در انجام تکالیفش از شما کمک میخواهد، شوهرتان میگوید ماشین دچار مشکل شده و شما فراموش کردهاید به لولهکش زنگ بزنید تا نشتی آن شیر آب را تعمیر کند.
زندگی در بتای بالا
آشنا بهنظر میرسد؟ چیزی که شاید ندانید این است که این حالت دائمی برانگیختگی، نوع خاصی از موجهای مغزی را ایجاد میکند. این موجهای مغزی به سیستم عصبی شما علامت میدهند که به شکلی مناسب واکنش نشان دهد. وقتی در وضعیت «بتای بالا» هستید (مانند مثال بالا)، تمرکزتان به سمت دنیای بیرونی است. تمام وقت، انرژی و افکارتان را صرف دنیای خارجی میکنید. این کار باعث افزایش تولید مواد شیمیایی استرس در سیستم غدد درونریز شما میشود تا بتوانید لحظه را پشت سر بگذارید، اما اگر آن لحظه هرگز به پایان نرسد، بدن شما هرگز نمیتواند بهبود یابد. افرادی که در بتای بالا زندگی میکنند، بسیار بیشتر در معرض بیماریها و مشکلات مزمن مانند فشار خون بالا، اضطراب ، اختلالات گوارشی و … هستند.
لحظه حال برای خروج از این چرخه
خروج از این چرخه نه تنها برای سلامتی ما مهم است، بلکه جزء ضروری تغییر نیز میباشد. وقتی در حالت بتا هستیم، در حالت بقا قرار داریم و آنقدر مشغول فکر کردن به آنچه اتفاق افتاده (گذشته آشنا) و آنچه ممکن است رخ دهد (آینده قابل پیشبینی) هستیم که نمیتوانیم در لحظه حال زندگی کنیم. همانطور که از مدل کوانتومی واقعیت میدانیم، لحظه حال زمانی است برای آفرینش و جایی است که امکان وجود دارد.
بازسازی مغز
پیدا کردن لحظه حال نیازمند حرکت از بتا به آلفا و سپس به تتا است. امواج آلفا مانند دری هستند که به شما اجازه میدهند از ذهن خودآگاه خود، گذشته از ذهن تحلیلی، به ذهن ناخودآگاه وارد شوید. وقتی در حالت تتا هستید، بدن خواب است اما ذهن بیدار است. این موضوع اهمیت دارد، زیرا اگر در بتای بالا زندگی کرده باشید، بدنتان به ذهن تبدیل شده است. در حالت تتا میتوانید شروع به بازسازی مغز خود کنید و آن عادات را که شما را در حالت استرس دائمی نگه میدارد، تغییر دهید.
مدیتیشن راهی برای کوک کردن خود
آموزش دادن به ذهن برای انتقال از وضعیت بتا به وضعیت تتا نیاز به مدیتیشن دارد. وقتی چشمان خود را میبندید و مدیتیشن را آغاز میکنید، شروع به مسدود کردن دنیای بیرونی میکنید که این امر ورود به درون را آسانتر میکند. این کار به شما اجازه میدهد که آن هویت آشنا را رها کنید و به لحظه حال نزدیکتر شوید، جایی که شما هیچ کس ، هیچ چیز ، بدون بدن، بدون مکان و بدون زمان هستید. در آن لحظه، انسجام ایجاد میکنید، مغز و بدن خود را به هماهنگ می کنید و مثل یک ساز کوک می شوید.
همانطور که تصور میکنید، حتی اگر روزانه لحظات کوچکی برای مدیتیشن و رسیدن به این حالت ذهنی و بدنی حاضر بگیرید، سیستم عصبی شما میتواند به تعادل و هماهنگی بازگردد. تمرین منظم این فعالیت به شما کمک میکند که نظم درونی را مستقل از شرایط محیط بیرونی حفظ کنید. دانشجویان ما که هر روز مدیتیشن را تمرین میکنند، این کار را به یک مهارت تبدیل کردهاند.
توضیح امواج دلتا، آلفا و گاما
وقتی در خوابی عمیق هستید، احتمالاً در حالت دلتا قرار دارید. وقتی متولد میشویم، سالهای اول زندگی خود را در دلتا میگذرانیم. چون ذهن تحلیلی ایجاد نشده است، اطلاعاتی که دریافت میکنیم مستقیماً به ذهن ناخودآگاه میرود. با گذشت زمان، شروع به ایجاد حافظه های تجمیعی میکنیم که در آن بین محرکهای خارجی و تغییرات شیمی داخلی خود ارتباط برقرار میکنیم. یک مثال کلاسیک از این موضوع این است که نوزاد برای غذا خوردن گریه میکند.
وقتی چشمان خود را میبندید، شروع به مسدود کردن دنیای بیرونی کرده و وارد آلفا میشوید. ما معمولاً در آلفا آرامتر هستیم که به مغز اجازه میدهد به حالت مدیتیشن سبک برود. توسعه این نوع امواج مغزی امکان ایجاد ذهن تحلیلی را فراهم میکند. اینجا جایی است که برای اولین بار شروع به کشف عمیقتر چگونگی کارکرد جهان و علت و معلول رفتار میکنیم.
امواج گاما با عملکرد بالاتر مغزی مرتبط هستند. در این سطح بالای آگاهی، شادتر و دلسوزتر هستید. امواج گاما به ما امکان میدهند که جهان اطرافمان را درک کنیم وآن را به یاد آوریم.


