چالش سپاسگزاری

فهرست مطالب

تصور یک موقعیت ساده


تصور کنید در محل کارتان هستید، وقت ناهار است و شما گرسنه هستید اما یک مشکل پیش می‌آید. در عجله برای بیرون رفتن، فراموش کرده‌اید که کیف پولتان را بردارید. شما هیچ غذایی ندارید و نمی‌توانید چیزی بخرید. خوشبختانه، شما با چند نفر از همکارانتان دوست هستید و تصمیم می‌گیرید از آن‌ها بپرسید که آیا می‌توانند برای ناهار هزینه کنند.

انتظار می‌رود چه کاری انجام دهید؟


تا اینجا، این سناریو نسبتاً ساده به نظر می‌رسد. احتمالاً شما هم در موقعیتی مشابه بوده‌اید. حالا چه کاری انجام می‌دهید؟ فرض کنید همکارتان موافقت می‌کند و به شما پول می‌دهد تا غذا بخرید. آیا از او تشکر می‌کنید و قدردانی خود را نشان می‌دهید؟

سپاسگزاری قبل از دریافت پاسخ


این جاست که موضوع جالب می‌شود. چه می‌شود اگر قبل از اینکه او پاسخی بدهد، به او بگویید “ممنونم”؟ آیا این به نظرتان عجیب نیست؟ شاید حتی احساس کنید که کار اشتباهی است. ما از سنین پایین به‌طور طبیعی به این شکل آموخته‌ایم که پس از یک رویداد از کسی تشکر کنیم. این الگو در تعاملات روزانه‌مان مفید است اما وقتی صحبت از ایجاد تغییرات واقعی و ماندگار در زندگی‌مان می‌شود، محدودیت دارد.

احساسات و هک کردن سیستم بدن


شاید شما کلمه “هک” را شنیده باشید. این کلمه که روزی تنها در دنیای کامپیوتر استفاده می‌شد، حالا به معنای روشی جایگزین برای دسترسی به اطلاعات یا سیستم‌ها آمده است. مفهوم هک کردن می تواند بسیار مفید باشد. احساساتی مثل قدردانی و سپاسگزاری را در نظر بگیرید. وقتی قلب خود را به روی این احساسات باز می‌کنید، سطح انرژی در بدن شما افزایش می‌یابد و خود را در معرض امکان‌های جدید قرار می‌دهید.

چگونه این تغییرات در بدن اتفاق می‌افتد؟


ما می‌دانیم که مغز لیمبیک مرکز احساسی بدن است. سیستم عصبی خودمختار که فرآیندهای ناخودآگاه شما را کنترل می‌کند نیز در این بخش از مغز قرار دارد. در طول زمان، شما مجموعه‌ای از عادات آشنا را ایجاد کرده اید که شما را به تجربیات مشابه می‌کشاند و این تجربیات ، شیمی مشابهی را در بدن شما تولید می‌کند که همان احساسات قبلی را ایجاد می‌کند. شما در یک چرخه مداوم قرار دارید که سیستم خود را به همان روش قبلی فرا می‌خوانید.

دریافت سپاسگزاری قبل از رویداد


چه اتفاقی می‌افتد اگر قبل از رویدادی، احساس سپاس گزاری ‌کنید؟ احتمالاً شادتر و پذیراتر نسبت به دنیای اطرافتان خواهید بود. در این لحظه، احساسی که تجربه می‌کنید شما را از روال پیش‌بینی‌شده‌تان خارج می‌کند. حالا اگر ما می‌توانیم بعد از وقوع یک رویداد اینگونه احساس کنیم، چرا نتوانیم قبل از آن، همین احساس را تجربه کنیم؟

استفاده از انرژی برای ایجاد تغییر


چگونه می‌توانیم از این انرژی برای ایجاد تغییر استفاده کنیم؟ ابتدا، با قصد واضح شروع کنید. چه چیزی را می‌خواهید در زندگی خود تجربه کنید؟ شاید شما بخواهید یک شغل جدید پیدا کنید که حقوق بهتری دارد و  شما می توانید زمان بیشتری در اختیار داشته باشید. آن دنیای درونی ایده آل خود را بسازید و آن را با جزئیات غنی پر کنید. شما باید دقیقاً بدانید که چه می‌خواهید زیرا این کمک می‌کند تا احساسات سطح بالاتر و از جنس نیروی حیاتی ایجاد شود. اگر ویژگی‌های خاصی از خواسته‌تان را به اندازه کافی مرور کنید، ذهن شما به‌طور غریزی یک نماد برای نمایندگی آن خواسته ایجاد خواهد کرد. سپس آن نماد را برای قصد خود در نظر بگیرید تا بدانید که بر روی چه چیزی باید تمرکز کنید.

شکل دادن به احساسات سطح بالا


حالا از خود بپرسید که اگر خواسته‌تان را دریافت کردید، چه احساسی خواهید داشت؟ در مثال ما، اگر شغل جدیدی پیدا کنید، چه احساسی خواهید داشت؟ پاسخ‌های ساده احتمالاً خوشحال یا هیجان‌زده بودن خواهد بود، اما شما باید کمی عمیق‌تر کاوش کنید تا احساس اصلی را پیدا کنید. یک روش خوب برای فکر کردن به این مفهوم این است که سؤال را به شکلی معکوس بپرسید و از خود بپرسید چرا به دنبال یک شغل جدید هستید. پاسخ‌ها می‌تواند از احترام گرفته تا امنیت مالی باشد. این احساس اصلی است که باید روی آن تمرکز کنید و ذهن و بدن خود را روی آن تنظیم کنید. ترکیب قصد واضح و احساسات سطح بالا، منجر به یک حالت جدید از بودن می‌شود.

تمرین ذهنی برای ایجاد تغییر


بعد از اینکه حالت جدیدی از بودن را ایجاد کردید، مرحله بعدی این است که انتخاب‌هایی که خواهید کرد، کارهایی که انجام خواهید داد، تجربیاتی که در پیش دارید و احساساتی که تجربه خواهید کرد را به‌طور ذهنی تمرین کنید. اگر قصد واضح روی “چه چیزی” تمرکز می‌کند، این مرحله بر روی “چگونگی” شما برای ایجاد تغییرات لازم برای رسیدن به شغل جدید تمرکز دارد.

پاسخ بدن و ذهن به رویدادهای جدید


به زودی، بدن و ذهن شما واکنش نشان خواهند داد که گویا رویداد یا تجربه قبلاً رخ داده است. شما غرق در همان شیمی‌های مغزی خواهید شد که معمولاً زمانی که احساس سپاسگزاری می‌کنید، آزاد می‌شود. تنها این بار شما با استفاده از این انرژی، احتمال وقوع این رویداد را برای سمت خود بالا برده اید. شما می‌دانید که کار را درست انجام داده‌اید وقتی که احساس کنید این رویداد قبلاً اتفاق افتاده است – این همان سپاسگزاری است! تلاش نکنید تا نتیجه را کنترل کنید، اگر این کار را انجام دهید، دوباره به عادات قدیمی خود باز خواهید گشت. شما آن شغل جدید را خواهید گرفت، اما نحوه و زمان آن به زودی برایتان مشخص می شود.

چالش من برای شما


حالا که مفهوم را درک کردید، وقت آن است که آن را عملی کنید. شروع کنید با چیزی کوچک. به یاد داشته باشید که این یک روش جدید برای تجربه دنیای بیرونی است، بنابراین زمان می‌برد. شاید بهتر باشد بر روی حس سپاسگزاری ناشی از دریافت یک تعریف از خودتان که هنوز دریافت نکرده‌اید یا یک روز آفتابی که هنوز نیامده است، تمرکز کنید. از چارچوبی که ارائه کرده‌ام استفاده کنید و ببینید به کجا خواهید رسید. من را از پیشرفت خود مطلع کنید!

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط با این مطلب